تو را صدا می زنم

تو را صدا می زنم اما نگو «در برون چه کردی که درون خانه آیی؟»

تو را صدا می زنم ، می دانم که تو حاضری ، اینجایی و تو آماده ای که من بیایم.آری اینجا تو منتظری و منم که در فراقم. فراقی که خودم ساخته ام و خودم باید آن را بشکنم. تو را صدا می زنم نه برای اینکه مرا ببینی ، می خواهم تو هم صدایم کنی . باشد که روزی بیدار شوم. باشد که روزی از این قفس تنهایی رها شوم وغرق شوم در تو. ای والا ترین معشوق بهترین عاشقان.

می خواهم تو را بشناسم ای بهتریین آفریننده. ای مهربان ترین برمن!

          کمکم کن! کمکم کن که کمک کار خود باشم.

کمکم کن دوستت داشته باشم. کمکم کن ...

/ 1 نظر / 21 بازدید
زهرا

سلام به من هم سر بزنید خوشحال می شوم.